جزوه درس
مدیریت در مددکاری
دانشگاه علمی کاربردی
بیدخت گناباد
مرتضی غلامیان
تئوریهای مدیریت
مدیریت به عنوان یک رشته علمی ،تخصصی ودانشگاهی ازابتدای قرن بیستم پا به عرصه ظهورگذاشت اما پیدایش موضوع مدیریت واداره کردن مربوط به عصرحاضرنیست.
باتوجه به کمبود منابع انسانی ومادی برای رسیدن به هدف نیازبه تامین منابع وهدایت افراد به سوی آن هدف می باشد.
اداره کردن ومدیریت به فرهنگ وارزش های موجود آن جامعه ویاسازمان بستگی دارد بنابراین یک روش خاص نمی تواند یک نسخه قابل تجویز برای همه جوامع باشد.
سابقه مدیریت به اغاز پیدایش انسان بر میگردد وبرخی ازپژوهشگران معتقدند که هنر مدیریت باشکل گیری نهاد خانواده شروع شده است.اما تحول عمده درمدیریت درجریان انقلاب صنعتی بوقوع پیوست.جهان درقرن هفدهم میلادی: دوران خیزش اجتماعی آمریکا جداشدن سیزده مستعمره انگلستان وتشکیل ایالت متحده آمریکا رشدسریع جمعیت ، تشکیل بازارها وعرضه کالاهای مصرفی ،تسرَی روش تولید انبوه ادام اسمیت مبنی برتقسیم کار وتخصص گرایی درکارخانه وایجادتحول عظیمی درکارخانه وصنایع
تعریف مدیریت:
ازنظرلغت یعنی «اداره کردن» ومدیر اسم فاعل از مصدراداره کردن به معنی «اداره کننده» است.ازمدیریت تعاریف متفاوتی شده است:
مدیریت :فرایند اجتماعی ،برنامه ریزی،سازماندهی،کارگزینی، هدایت،هماهنگی وکنترل درراستای تعیین ورسیدن به اهداف سازمانی دریک محیط پویا
مدیریت:علم وهنرمتشکل کردن،هماهنگ کردن،رهبری وکنترل فعالیت های دسته جمعی برای رسیدن به اهداف مطلوب باحداکثرکارایی است
مدیریت:
عبارت است از انجام کارازطریق دیگران
تعریف کاملتر ازمدیریت:
عبارت است ازعلم وهنر فرایند استفاده کارامد واثربخش منابع انسانی ومادی ازطریق برنامه ریزی، سازماندهی هدایت وکنترل دریک محیط پویا درجهت تحقق اهداف سازمان یاجامعه براساس نظام ارزشی
تعریف فوق شش نکته اساسی دارد:
مدیریت علم وهنراست.علم دانستن وهنرتوانستن ان بخش که ازطریق آموزش فراگرفته شود علم مدیریت وبخش دیگر که ازطریق کسب مهارت وتجربه به کارگرفته شود هنر مدیریت است.
مدیریت یک فرایند است.
شامل یک جریان کلی ازفعالیت ها وامور می باشد ومحدود به نقطه خاص درکارنیست.
مدیریت براستفاده «کارا» و«اثربخش» منابع تکیه دارد.
اثربخشی درجه یامیزانی است است که سازمان به اهداف موردنظر خودمی رسد ودارای مفهوم وسیعی می باشد.
کارایی دارای مفهوم محدودتری است ودرکارهای داخل سازمان مورداستفاده قرار می گیرد.
کارایی سازمانی عبارت است از:مقدارمنابع مورداستفاده برای تولید هرواحد محصول یا نسبت داده به ستاده اگر سازمانی درتناسب باسازمانی دیگربتواند بامقدارمنابع کمتر تولیدبیشترداشته باشد آن سازمان دارای کارایی بیشتر است.
کارایی یعنی درست انجام دادن کار اثربخشی یعنی انجام کارهای درست مدیریت دارای وظائفی است:برنامه ریزی،سازماندهی هدایت وکنترل است مدیریت بامحیط متغیر وپویاروبروست استفاده ازفرصت ها ومبارزه باتهدیدها وپیش بینی تغییرات محیطی مدیریت برفعالیت های هدف دار مبتنی برارزشها توجه دارد
مدیربایستی بجای پاروزدن قایق هدایت کردن آن رابعهده بگیرد.زمانی مدیر هستید که :
-به جای انجام کاردیگران ،افرادرادرکارهدایت کنید.
-برای استخدام،اخراج ،برقراری انضباط وآموزش کارکنان مسئولیت داشته باشید.
-اختیارخودرادرراستای کیفیت وشرایط کاری که انجام می شوداعمال کنید.
-به عنوان رابط بین کارکنان ومقام مدیریت مافوق عمل کنید
-درکارکنان انگیزش ایجاد کرده وفرهنگ موفقیت راتقویت کنید.
به طورکلی کارمدیر،کاربادیگران وخلق رویداد ازطریق برنامه ریزی،سازماندهی،هدایت وکنترل می باشد.
-برنامه ریزی:شامل تعیین اهداف سازمانی وروشهای رسیدن به آن می باشد.
-سازماندهی:شامل تقسیم کار،طبقه بندی امور، تعیین شرح وظائف،تعیین حوزه اختیار ومسئولیت وهماهنگی لازم می باشد.
-هدایت:شامل ایجاد انگیزه درکارکنان،برقراری ارتباطات ورهبری،جهت رسیدن به اهداف سازمانی درکارهای اساسی می باشد
کنترل:شامل فرایند نظارت جهت میزان موفقیت انجام هدف واقدامات اصلاحی در صورت انحراف می باشد.
نقش های مدیران
نقش مجموع انتظارات ازرفتارمدیران است.مینتزبرگ صاحب نظرمدیریت ده نقش برای مدیران تعریف ودرسه طبقه شامل ارتباطی ،اطلاعاتی وتصمیم گیری تبیین کرد.
1-نقش ارتباطی:
ریئس تشریفات ،رهبر ،رابط
ریئس تشریفات: به عنوان یک مدیرواحد،قسمت،بخش وحوزه کارهای اجتماعی ،روزمره وجاری راانجام میدهد
وظائف تشریفاتی شامل بازدید،شرکت درمراسم وغیره است.
رهبر:ایجادمحیط مناسب برای انجام کار ،حل مشکلات، کاهش تعارض ،تشویق وایجادانگیزه درافراد،آگاهی دادن به کارکنان ازنتایج کار آنان و...
رابط: مدیرباسرپرستان،کارکنان،همتایان،مدیران دیگربخشها عرضه کنندگان ومشتریان تعامل داشته وبرهمه مکاتبات سازمان وسایر امور که باخارج سازمان صورت می گیرد نظارت می کند.
2-نقش اطلاعاتی:
-نظارت کننده:مدیراطلاعات رابطورمستقیم وغیرمستقیم دریافت میکند رسیدگی به امور ودیدوبازدیدهای سازمان
-اطلاع رسان:اطلاعات را به اعضای سازمان می دهد.
-سخنگو:برنامه ها وسیاست های سازمان رابه افراد داخل وخارج می رساند.
3-تصمیم گیری:
-کارآفرینی: درنقش کارافرینی مدیر برای ایجادتغییر وتحول ،ایده ها وروش های جدیدی برای پیشرفت عملیات واحدهای کاری به کار می گیرد.
-رفع بحران: هنگامی که سازمان مواجه بامسائل حاد می شود مدیرازطریق جلسات،جدول کاری ونظایر آن،نسبت به حل مسئله اقدام می کند.
تخصص دهنده منابع:مدیر تعیین می کند که چه کسی،چه واحدی وبه چه اندازه ای ازمنابع شامل پول،تسهیلات ،تجهیزات وغیره دسترسی داشته باشد.
مذاکره کننده:مدیرمسئولیت مذاکرات ،انعقادقراردادها ،تماس بامشتریان،عرضه کنندگان منابع وغیره رابه عهده دارد.
سطوح مدیریت
هرمدیرباتوجه به نوع کار،سطح سازمان،شرایط ومقتضیات موجودبه درجاتی ازمهارتهای مدیریتی نیاز دارد.
ریئس یک شرکت چند صد هزارنفری رامدیر می نامند درحالی که سرپرست سه نفر ازکارکنان یک نفر بیمه رانیزمدیرمی گویند.
طبقه بندی سطوح مدیریت:
سطح عملیاتی
سطح میانی
سطح عالی
سطح عملیاتی یاسرپرستی:
معمولادرگیرعملیات اجرایی بوده ومستقیمأ باارباب رجوع ویامشتریان سروکارداشته وافرادی پرمشغله هستند.این مدیران کارکنان خودرا برای انجام کارهای خاص مأمورمی کنند .درمجموع وقت کمی راصرف برنامه ریزی ،گزارش نویسی ومطالعه می کنند.
مدیران عملیاتی-ارتباط باکارکنان وارباب رجوع یامشتری،همکاران وزمان اندکی راباافراد مافوق یاافرادخارج سازمان می گذرانند.
دوره کاری فعالی راسپری می کنند وبیشتر وقتشان صرف حل وفصل مسائل می کنند.
رؤسای ادارات ،بخش،دوایر،قسمت ومسئولین مشابه
سطح میانی:
حلقه واسط میان مدیران عملیاتی ومدیران عالی عمل می کنند.
این مدیران به طورمستقیم به مدیریت عالی گزارش می دهند وکارشان هدایت ونظارت برسرپرستان است.
تحلیل داده ها،آماده سازی اطلاعات برای تصمیم گیری، تنظیم برنامه مدیران میانی بیشتر اوقات به تنهایی کارمیکنند .تشکیل جلسات متعدد(80% وقت درجلسات)،مطالعه ومکاتبات مدیران کل،معاونین مدیران ومدیران مشابه که حلقه واسط بین مدیران عالی وسرپرستی باشند مدیران میانی قلمداد می شوند.
سطح عالی:
اگر یک مدیردر سطوح عملیاتی ومیانی موفق باشد معمولا می تواند به سطح مدیریت عالی راه یابد.
کار مدیران عالی ازحیث پویایی ومیزان مشغله باکار مدیران عملیاتی شباهت دارد.
مدیران عالی درسطح گسترده تری درگیر برنامه ریزی جامع وبلندمدت می شوند عملکرد واحدهای عمده سازمان راارزیابی می کنند.
درباره موضوعات ومسائل کلان سازمان بامدیران سطوح پایین تبادل نظرمی کنند مقامات کشوری ولشکری،رؤسای سازمانها،مدیرعامل شرکتها
وجه اشتراک کارمدیران:
انجام کار به وسیله دیگران،برنامه ریزی برای دیگران،سازمان دادن کاردیگران ،گذراندن بخشی ازوقت خود بامردم ازطریق شرکت درجلسات،گوش کردن،گفتگو ونظائر آن
تفاوت عمده کارمدیران:
مدیران عالی ومیانی مسئول مدیران دیگربوده ومدیران عملیاتی مسئول کارکنان هستند.
مدیران عالی بیشتر وقت خودرا صرف برنامه ریزی،کنترل وتعیین هدف می باشد.
مدیران میانی وقت خودرا صرف سازماندهی ،کنترل وتبدیل هدف به طرح های مشخص می کنند. مدیران عملیاتی اجرای طرح وبرنامه دارند.
- طبقه بندی تئوریهای سازمان و مدیریت
در نگرش تاریخی به موضوع سازمان و مدیریت دستهبندیهای مختلفی پیرامون مکاتب مختلف و نظریه های هر مکتب ارائه شده است. برخی از این طبقهبندیهای انجم گرفته در زیر به صورت خلاصه ارائه شده است:
۱-۱- طبقهبندی هارولد کونتز
مکتب فرایندی (وظیفه ای)، مکتب تجربی، مکتب رفتار انسانی، مکتب نظام اجتماعی، نظریه تصمیم گیری، مکتب کمی و مقداری
کنتز بعدها این تقسیم بندی ۶ طبقهای را به ۱۱ طبقه تقسیم نمود که چندان مورد اقبال نگرفت.
۲-۱- طبقهبندی ویلیام اسکات
مکتب کلاسیک، مکتب نئوکلاسیک، مکتب سیستمی
طبقهبندی سهگانه ویلیام اسکات در بیشتر کتاب های مدیریت استفاده میشود. هرچند این طبقه بندی به نوعی ناتمام است.
۳-۱- طبقهبندی ریچارد اسکات
کتاب سازمان و سازماندهی نوشته ریچارد سکات و گراد دیوید یکی از کتابهای ترجمه شده به زبان فارسی است (). اسکات براساس دو دیدگاه سیستم باز و بسته و مدلهای منطقی و اجتماعی رفتار انسانها، چهار دسته از مکاتب مدیریت را معرفی کرد:
۱- نگرش سیستم بسته و رفتار منطقی انسان (۱۹۰۰-۱۹۳۰) : همان نظریههای کلاسیک مدیریت ویلیام اسکات
۲- نگرش سیستم بسته و رفتار اجتماعی انسان (۱۹۳۰-۱۹۶۰) : همان نظریههای نئوکلاسیک مدیریت ویلیام اسکات
۳- نگرش سیستم باز و رفتار منطقی انسان (۱۹۶۰-۱۹۷۰) : شکل گیری ساختار براساس محیط شامل نظریه های وودوارد، پرو و تامسون
۴- نگرش سیستم باز و رفتار اجتماعی انسان : اندشمندانی مانند میر و روان، مارچ و اولسون، ففر و سالانسیک
ریچارد اسکات بعدها همراه با گراد دیویس در کتاب سازمان و سازماندهی نگرش سیستم های عقلائی، طبیعی و باز را مطرح کرد. خلاصه این کتاب توسط دکتر سید محمود حسینی امیری از اساتید دانشگاهی فعال سایت پارس مدیر ارائه شده است. مطالعه این کتاب برای جمع بندی تئوریهای سازمان و مدیریت مفید است.
۴-۱- طبقهبندی ماری جو هچ
کتاب تئوریهای سازمان نوشته ماری جو هچ یکی از کتابهای ترجمه شده به زبان فارسی است (). هچ در این کتاب سه دیدگاه مدرن، نمادین-تفسری و پست مدرن را معرفی کرده است. تفاوت اصلی دیدگاه هچ با سایرین در طبقه بندی تئورهای مدیریت نگاه متفاوت او به تئوریهای کلاسیک مدیریت است.
براساس نگرش او دیدگاه کلاسیک و مکتب روابط انسانی هر دو به دوره پیش از تاریخ مدون مدیریت برمیگردند. براین اساس وی هر دو مکتب کلاسیک و نئوکلاسیک(روابط انسانی) را تحت عنوان مکتب کلاسیک معرفی کرده است.
تمرکز اصلی هچ بر سه نوع نگاه مدرن، تفسیری-نمادین و پست مدرن به تئوریهای سازمان و مدیریت است. این طبقه بندی ریشه در مطالعات تام بارنز در کتاب جامعه شناسی و صنعت دارد که مراحل سه گانه صنعت گرائی را در آن تشریح کرده است.
۲- دیدگاه کلاسیک مدیریت
مکتب کلاسیک یا همان سیستم عقلائی با سه تئوری اساسی شناخته میشود: مدیریت علمی تیلور، اصول گرائی فایول و بوروکراسی ماکس وبر
۱-۲- مدیریت علمی تیلور
در اواخر قرن بیستم، فردریک وینسلو تیلور، بکارگیری شیوه های علمی در مدیریت کارآمد فنون کارگری را پیشنهاد کرد. تیلور رویکرد خود را مدیریت علمی (Scientific Management) نامید. وی معتقد بود از طریق نظارت دقیق میتوان کارائی را افزایش داد. تیلور چهار اصل ذیل را به عنوان “اصول مدیریت علمی” پیشنهاد کرد:
۱- مدیریت باید علمی باشد. روش علمی جانشین روش تجربه و خطا گردیده وباید با مطالعه علمی کار بهترین روش انجام کاررا پیدا و به صورت دستورالعمل به کارکنان ابلاغ کرد. مطالعه علمی کار، شامل حرکت سنجی و زمان سنجی وتعیین استانداردهای تولید و کارکرد بر اساس آن است.
۲- انتخاب کارکنان باید اساس علمی داشته باشد و بااستفاده از روشها و فنون علمی افرادی برای کارانتخاب شوند که مهارت و توانائیهای لازم برای انجام مؤثر و موفقیت آمیز آن را داشته باشند.
۳- آموزش و تربیت کارکنان باید جنبه علمی داشته باشد.
۴- روابط نزدیک و دوستانه و روحیه همکاری بین مدیریت و کارکنان و تقسیم کار و مسئولیت به طور مساوی میان مدیران وکارکنان به طوری که برنامه ریزی و کارهای فکری را مدیران و کارهای جسمی را کارکنان انجام دهند.
۲-۲- اصول مدیریت هنری فایول
هنری فایول بنیانگذار مکتبی است که به اصول گرایان یا نظریه اداری مدیریت موسوم است. رویکرد اصولگرایان بر غلبه نگاه مدیران ارشد در کل سازمان تاکید دارد و مدعی است مدیریت, یک حرفه است که قابل آموزش است. هنری فایول, یک مهندس معدن و مدیر اجرایی فرانسوی, کتابی را منتشر کرد که در آن به شرح تجربیات مدیریتی خود پرداخت. فایول ۵ کارکرد و ۱۴ اصل برای مدیریت برشمرد. این ۵ کارکرد عبارتند از: برنامهریزی, سازماندهی, فرماندهی, هماهنگسازی و کنترل.
چهارده اصل مدیریتی فایول بدین شرحاند:
- تقسیم کار: کارها را به وظایف تخصصی تقسیم نموده و مسؤولیتها را به افراد مشخصی واگذار نمایید.
- تفویض اختیار: مسؤولیت و اختیار را با هم واگذار نمایید.
- انتظام: انتظارات را به طور شفاف مشخص نموده و متخلفان را مجازات نمایید.
- وحدت فرماندهی: باید هر کارگر یا کارمندی فقط و فقط به یک مدیر (ناظر) مرتبط گردد.
- وحدت سمتوسو: باید تمامی امور کارکنان بر کسب اهداف سازمانی متمرکز باشند.
- اولویت منافع عمومی برمنافع شخصی: باید منافع عمومی (جمعی) رجحان داشته باشند.
- پاداش: باید به صورت سیستماتیک از اقدامات و فعالیتهای همسو با جهت سازمان, تقدیر نمود.
- تمرکزگرایی: باید اهمیت نقشهای ارشدیت و زیردستی (فرمانبرداری) مشخص گردد.
- سلسلهمراتب: ارتباطات را از طریق زنجیره (نردبان) فرماندهی دنبال نمایید.
- نظم: مشاغل و اصول کاری را بهگونهای مناسب سروسامان دهید, چون پشتیبان حرکت و سمتوسوی سازمان هستند.
- برابری: وجود اصول و نظم عادلانه و منصفانه باعث افزایش مشارکت کارکنان میشود.
- امنیت شغلی: وفاداری و عمر خدمت کارکنان را افزایش دهید.
- ابتکار عمل: کارکنان را بهگونهای تشویق کنید که خودشان در راستای مقاصد سازمان عمل نمایند.
- روح کار گروهی: یکپارچگی بین منافع و علایق کارکنان و مدیران را ارتقا دهید.
۳-۲- بوروکراسی ماکس وبر
نظریه کلاسیک در مورد بوروکراسی به وسیله جامعهشناس آلمانی، ماکسوبر در آغاز این قرن مطرح گردید. ماکس وبر متولد (۱۹۲۰ ـ ۱۸۶۴م) در آلمان زاده شد، در رشته حقوق تحصیل کرد و استاد دانشگاه برلین شد و تا پایان عمر یک فرد دانشگاهی باقی ماند. اهمیت نظریه وبر در مورد بوروکراسی به حدّی است که معمولاً وقتی از بوروکراسی سخن به میان میآید، نام وبر با آن نیز همراه است. تئوری بوروکراسی ماکس وبر یک شکل سازمانی جدید را شرح میدهد که آن را در نیمه دوم قرن نوزدهم بیان کرد که بر پایههای اندیشههای او درباره قدرت و اقتدار استوار است.
وی درصدد توصیف یک سازمان آرمانی برآمد. سازمانی که کاملاً عقلایی بوده و بتواند به حداکثر کارآیی را از عملیاتش حاصل نماید. و تئوری وبر به شدّت تحت تأثیر اخلاق پروتستان قرار گرفت. طبق نظر وبر این نوع شکل سازمانی از یک چهارچوب عقلایی مشتق میشود. موضوع اصلی مدل بوروکراسی وبر استانداردسازی است. در بوروکراسی، ما رفتار افراد بوسیله ساختار فرآیندهای استاندارد شده از قبل تعیین میشود.
ویژگیهای زیر فلسفه بوروکراسی یا سازمان آرمانی (Ideal Type) وبر را شکل میدهد. ولی به خاطر داشته باشید که مدل بوروکراسی وبر به جای این که شرح واقعی از این که یک سازمان چگونه ساختاربندی میشود، باشد یک فرضیه بود. نمونه آرمانی لزوماً در واقعیت وجود ندارد. بلکه یک نمونه ناب استکه بر تأکید بر بعضی از ویژگیهای یک پدیده اجتماعی معین که لزوماً در هیچ جا در واقعیت وجود ندارد، ساخته شده است. و این یک حالت مطلوب را نشان میدهد. نمونهآرمانیمستلزمتشدید روشهای نوعی رفتار است و با واقعیت هرگز مطابقت ندارد. به عنوان مثال، نمونههایی که مولیر در نمایشنامه معروف خود از یک خسیس ساخته است. این یک نمونه آرمانی است. نمونه آرمانی را جامعهشناسان تنها به منظور استفاده در تحقیق میسازند با ساختن آن میتوانیم به گونهای تجربی تعیین کنیم که رفتار عینی تا چه اندازهای به آن نمونه نزدیک بوده و یا از چه جنبههایی از آن دور افتاده است.
۳- دیدگاه نئوکلاسیک (جنبش روابط انسانی)
مکتب نئوکلاسیک که به جنبش روابط انسانی موسوم است با مطالعات هاثورن توسط التون مایو آغاز شد. بعد از این مطالعه که نقش نیروی انسانی در بهرهوری سازمانی را آشکار کرد مطالعات گسترده دیگری آغاز شد که در نهایت شاخه رفتار سازمانی را تشکیل داد. تفاوت اصلی دیدگاه نئوکلاسیک با دیدگاه کلاسیک توجه و تاکید این دیدگاه بر عامل انسانی (Human Element) است. اما این دیدگاه نیز از نظر تئوریهای جدید مدیریت یک دیدگاه بسته است. در مکتب روابط انسانی نیز سازمان به مانند یک سیستم بسته مشاهده میشود که نقش محیط را نادیده میانگارد. در دیدگاه نئوکلاسیک تمرکز بر حداکثر بهرهوری درونی با تاکید بر منابع انسانی است. از این لحاظ نئوکلاسیکها نیز در دسته سیستمهای بسته طبقه بندی میشوند.
۱-۳- مطالعات هاثورن
مکتب نئوکلاسیک مدیریت که با نام جنبش روابط انسانی نیز موسوم است ریشه در مطالعات التون مایو و روتلیسبرگر در کارخانه وسترن الکترونیک شهر هاثورن دارد. نظریه روابط انسانی از جمله رهیافتهای منابع انسانی به مدیریت است. در طول سالهای اواخر دهه ۱۹۲۰ تا آغاز دهه ۱۹۳۰ میلادی مجموعه مطالعاتی در کارخانه شرکت وسترن الکتریک در شهر هاثورن صورت پذیرفت، این بررسیها که به مطالعات هاتورن مشهور شد، سرانجام به جنبش روابط انسانی در مدیریت منجر گردید.این تحقیقات تحت تاثیر عقاید و تجربیات علمی دانشمندی به نام التون مایو قرار داشت که با پیوستن به گروه در سال ۱۹۲۸ رهبری ان را نیز بر عهده گرفت. این رویکرد کوشیده است تا چگونگی تعامل فرآیندهای روانشناسانه و اجتماعی افراد با شرایط کاریشان را (در راستای ارتقای عملکرد) درک نماید. رویکرد روابط انسانی, اولین رویکرد عمدهای است که بر روابط کاری غیررسمی و ارضای کارکنان متمرکز شد.
مطالعات هاثورن، سری آزمایشاتی است که از سال ۱۹۲۴ تا ۱۹۳۲ انجام شدند. در اولین مرحله از این آزمایشات (آزمایش روشنایی), شرایط کاری مختلف, بویژه روشنایی کارخانه, تغییر داده میشدند تا تاثیرات آنها بر بهرهوری مشخص گردد. محققان به این نتیجه رسیدند که کارگران در برابر پژوهشگرانی که ناظر آنان بودهاند واکنش نشان داده و متفاوت عمل کردهاند. این واکنش به اثر هاثورن معروف شد.
۲-۳- رفتار سازمانی
مطالعات هاثورن محققان را به این باور رسانید که بهرهوری بیش از آنکه متاثر از عوامل فیزیکی یا ملموس باشد متاثر از عوامل روانشناسانه و اجتماعی است. طرفداران نظریه روابط انسانی معتقدند مدیران باید بیش از گذشته به رفاه, انگیزش و ارتباطات کارکنان بپردازند. این رویکرد بر مطالعه و تعیین فعالیتهای مدیریتی که باعث ارتقای اثربخشی کارکنان, از طریق درک طبیعت پیچیده فرآیندهای فردی, گروهی و سازمانی میشوند, متمرکز است. رفتار سازمانی به کمک رشتههای مختلف (همچون روانشناسی و جامعهشناسی) به توضیح رفتار افراد در شغل خود میپردازد. نظریه X و Y داگلاس مکگروگر بیانگر گذار به سمت روابط انسانی است. بر طبق ایده مکگروگر, مدیران نظریه X فرض میکنند کارکنان افرادی تنبل و غیرمسؤول هستند که نیازمند نظارت دائمی و انگیزش بیرونی (در جهت حصول اهداف سازمانی) هستند. در مقابل مدیران نظریه Y معتقدند کارکنان (ذاتاَ) قصد کارکردن دارند و خودشان قادر به هدایت و کنترل خویش هستند. از جمله دیگر صاحبنظران در زمینه رفتار سازمانی میتوان به کریس آرگریس (که استقلالعمل و مشاغل بهتر برای کارکنان را پیشنهاد میدهد) و رنسیس لیکرت (که بر ارزش مدیریت مشارکتی تاکید داشت) اشاره کرد.
پژوهشگر دیگر حوزه روابط انسانی آبراهام مازلو است. مازلو در سال ۱۹۴۳ مدعی شد که انسانها دارای ۵ سطح از نیاز هستند. پایهایترین نیازها، نیازهای فیزیکی افراد همچون غذا، آب و سرپناه است و بالاترین سطح نیازهای او، خودیابی یا ارضای شخصی است. مازلو بیان داشت که مردم از ارضای نیازهای سطح پایین خود شروع کرده و به مرور به سطوح نیاز بالاتر دست مییابند.
۴- رویکردهای نوین
از جمله رویکردهای نوین در مدیریت میتوان به مدیریت کمی، نظریه سیستمها و نگرش احتمالی اشاره کرد.
مدیریت کمـّی: این رویکرد بر کاربرد تحلیلهای کمـّی بر تصمیمات و مسایل مدیریتی تاکید دارد. مدیریت کمـّی مدیران را قادر میسازد تا برپایه مدلهای رسمی ریاضی یک مساله, تصمیمگیری نمایند. کامپیوترها توسعه اینگونه روشهای کمـّی خاص را تسهیل نمودهاند. از جمله آنها میتوان به فنونی همچون نظریه تصمیم آماری, برنامهریزی خطی, نظریه صف, شبیهسازی, پیشبینی, مدلسازی داراییها, مدلسازی شبکهای و تحلیل سربهسری اشاره کرد.
نظریه سیستمها: به طور کلی رویکردهای کلاسیک موردانتقاد واقعند. چون اولاَ روابط مابین سازمان و محیط خارجی آن را در نظر نمیگرفتند, و ثانیاَ اینکه معمولاَ بر بعد خاصی از سازمان متمرکز شده یا کارکنان آن را همچون هزینه دیگر ملاحظات میانگارند.
نگرش احتمالی: این نگرش برمبنای ایدههای نظریه سیستمها, اصول جهانی مدیریت را رد کرده و بیان میدارد که عوامل متنوعی (هم داخل و هم خارج سازمان) ممکن است بر عملکرد سازمان تاثیر گذارند. بنابراین یک روش بهینه برای مدیریت و سازماندهی وجود ندارد, چون شرایط تغییر کرده و پیشامدهایی رخ میدهند.